|
... 
منظورم فصل بهار است چون فکر می کنم بهار زودتر از موعد فصلش پیدا می شود. شهر ما بهار را جشن گرفته است... بالاخره سال ۸۶اگر برای عده ای نحس بود و یا خوش یمن گذشت و همینگونه می گذرد و می گذرد و بهارها می آید و می رود و زمانی در می یابی که دیگر مجالی نیست و حسرت و افسوسی می ماند. به راستی چرا انسان این همه نشانه می بیند و عبرت نمی گیرد؟!....
بهار نزدیک است ...
چند بهار را دیده ای؟ از چند خیابان بهاری رد شده ای و به خیابانی که پوشیده از برگهای خزانی است
رسیده ای؟ بجز خودت چند نفر را در آینه پیدا کرده ای؟ چند بار سرود سبز زندگی را با بهار خوانده ای؟ چقدر به انتظا ر آمدن بهار کنار جاده ایستاده ای و به افق های نا معلوم چشم دو خته ای؟
مبادا بهار بیاید و درختان سبز شوند و تو سبز نشوی! مباداهیچ گلی در قلبت نروید وهیچ شکوفه ای در چشمت ننشیند!مگر چقدر فرصت داری؟
بهار وقتی زیباست که ما انسانها هم پابه پای طبیعت سبز شویم . اگر من و تو سبز نشویم از این همه گل و درخت و .. چه سود؟
بهار و سفره هفت سین و لحظه تحویل سال میتواند اغازی برای زندگی و تولد دوباره ما باشد .
اما...... بهار است و بهار است و بهار است
گل سرخ و سپید و لاله زار است
بهار مردمان عید است و نوروز
بهار عاشقان دیدار یار است...
|